«طعـم تلـخ انزوا»
«شب، داخلی، دیوار» از آن دسته فیلمهایی است که مابین میزانسنهای تئاتری و سینمایی قرار میگیرند. استفاده از لوکیشن خانه و بازگویی حداکثری روایت، با حضور حداقلی بازیگران -روابط مستقیم و دیالوگهای رفت و برگشتی بازیگر مرد و زن- در این مکان، زمینهساز ورود فیلم به حیطهٔ میزانسنهای تئاتری میشود.
قرارگیری چندین عامل در فیلم اما، از شکلگیری این خطر جلوگیری کرده و جِلوهای سینمایی به پیکرهٔ آن میبخشد. اول؛ تلفیق فضاهای موجود در مدت زمان روایت است. یعنی آمیختن فضای لوکیشن داخلی(خانه) با فضای لوکیشنهای بیرونی -که به تبع نیاز، شکلی از شلختگی و ازدحام را در خود میبینند- و استفاده درست از تدوین موازی برای قرارگیری آنها در کنار یکدیگر در مدت زمان فیلم.
دوم؛ پرداخت ماهرانه «جلیلوند» نسبت به داستان است. او در این اثر، از تکنیکهای خلاقانه برای پیشبرد هدفمند داستان فیلم، بهره میجوید.
طراحی هوشمندانه خانه(دیوارهای تَرکخورده، سخت و بِتنیشکل و پلهکانِ خشن آهنی)، بهرهگیری از فضاهای خالی، استفاده از رنگهای خنثی و سرد، چینش نامتعارف آکسِسوار، خلق سکوت و حذف دیالوگهای غیرضروری، حرکتهای سیال دوربین و برگزیدن قابهای متعارف سینمایی، همه و همه در خدمت به بیان فضای ذهنی و سوبژکتیو کاراکتر علی(با بازی نوید محمدزاده) به مخاطب هستند.
«جلیلوند» در به ثمر رساندن مؤلفههای سورئالیسم در «شب، داخلی، دیوار» موفق به نظر میرسد. علاوهبر استفاده از مواردی که بیان شد، عواملی از قبیل: زمانبندی برای بیان بخشهای مختلف داستان و همچنین خلق الگوهای نمادین در فیلمنامه در قبال کاراکتر اصلی(نابیناییِ شخصیت و زخمهای بدنش)، فیلم را هرچه بیشتر به سورئالیسم نهفته در داستان سوق میدهند.
بازی «نوید محمدزداه» در این میان، اگرچه رنگ و بوی بازیهای اغراقآمیز تئاتری را به خود میگیرد، اما تناسبی دلنشین را با فضای فیلم برقرار کرده و تبدیل به مکمّلی برای تقویت شخصیتپردازی میشود.
اما نوع نگاه جنجالی نسبت به اتفاقات پیرامون کاراکترِ اصلی و تزریق آنها در فیلمنامهٔ اثر، باعث شده است تا توجهات از پیرنگ سورئال-سینمایی، به حواشی نامطلوب تقلیل پیدا کند. بنابراین فیلم در بیان دیدگاههای سیاسی، تصنعی پیش میرود. این حالت از مصنوعی بودن اما، وامگرفته از الگویهای سورئالیسم نبوده و پیدایش آن به دلیل قرارگیری فیلم در قاعدهٔ «بیان ضعیف محتوای نادرست سیاسی» و سپس آسیب به پیکرهٔ سینمایی اثر است.
«شب، داخلی، دیوار» بیشک در تصویرسازی و بیان داستان درونی شخصیتِ منزوی خود، استوار مشخص میکند. اما جهتگیریهای ساخته شده برای آن، مطلوب نیستند.
برچسب:
نویسنده: شیدا قربانی