«برادران لیلا» گریزی زیرکانه از سینمای شبهروشنفکرانۀ اجتماعی به سیستم پوشالی جایزهبگیر آنور آبی است.
.
فیلم، اولین ضربه را از داستان نااستوارش میخورد.
بیثباتی مفرط در شکلدهی به اجزای فیلمنامه و خواسته پرادعای «روستایی» برای بیان ایدههای متعدد، اجازه پیگیری یک خط داستانی را علیرغم وجود شخصیتهای زیاد، نداده و گویی هر شخصیت بهنحوی مسیر خود را به تنهایی در روایت اصلی طی میکند. درحالی که قرار است مجموع شخصیتها، یک خانواده را برایمان شکل دهد.
.
«لیلا» با این حجم از دیالوگهای ادبی و تصنعی در چنین خانواده ولنگ و واز چه میکند؟! گویی «سخنوری» در یک خانواده جنوبشهری ظهور کرده است تا موجب هدایت آنها شود! (اشاره مستقیم به سکانس بیمارستان و پشتبام)
.
تلنبار ایدههای بیشمار که تازه در انتهای پرده دوم سر و کلهشان پیدا میگردد، بیحاصل مانده و تنها، نمایشی هستند برای جذب جایزه!
طلا، سکه، بورس و مشکلات متعدد اقتصادی، بیهیچ پیریزی برای ورودشان به داستان، بهطوری عجولانه و صرفاً برای جنجالآفرینی وارد روایت شده و سپس، آسانترین کار از نظر «روستایی» برای خاتمه بخشیدن به آنها، رها کردن غیرمنطقیشان در همان پرده دوم است. درست مانند فرار خندهدار «منوچهر»، «روستایی» نیز از به سرانجام رسیدن شخصیتهایش به جایی نامعلوم فرار میکند. مگر چاره دیگری هم برایش باقی مانده؟!
سرآخر، «برادران لیلا» پر زرق و برق، اما پوچ و بیارزش است.
برچسب:
نویسنده: شیدا قربانی