سانتیمانتالیسم افسارگسیخته
با انتخابی نادرست و پرداختی ضعیف از سوی فیلمساز، داستان «دستهدختران» رو به سستی میرود. همسویی و هممسیری ضعفهای شدید در دل روایت فیلم و پرداخت پر ایراد در نحوه کارگردانی آن، جایی را برای وجود نگرشی مثبت نسبت به «دستهدختران» باقی نمیگذارد.
فیلم از همان ابتدا با تکانهای شدید دوربین آغاز میشود_که نیازی به وجود چنین سبکی از فیلمبرداری در اوایل داستان نیست_ روایت نیز با فراز و فرودهایی ضعیف، مسیر خود را ادامه میدهد. اما به راستی در داستان فیلم به دنبال چه چیزی هستیم؟! نمایش مستندگونه وقایع جنگ؟! یا فعالیت نظامی گروهی چند نفره از دختران و زنان جنوبی؟!
نه تنها فیلم داستانی مرکزی را دنبال نمیکند، بلکه در شکلدهی به روایتهای فرعی و موازی نیز موفق نیست.
شخصیت اصلی(نیکی کریمی) با بازی نسبتاً ضعیف خود، در داستان به دنبال چیست؟! فرار از گذشته(آن هم گذشتهای که به طور واضح بیان نمیگردد) یا کمک و ایثار؟!
فیلم پر از دوگانههایی است که سردرگمی فیلمساز برای مقصودش از بیان چنین داستانی را بر روی پرده سینما آشکار میسازد.
«دستهدختران» از وقایع غمانگیز دوران دفاعمقدس برای ساخت فضایی احساسی سوءاستفاده کرده و در حاصل به دام کلیشههای شبهاحساسی میافتد.
برچسب:
نویسنده: شیدا قربانی