خرید بک لینک
علی امیرسیافی یادداشت‌ها، نقدها و مقالات سینمایی نقد «جنگل پرتقال» در میان آثار «غیرسینمایی» فجر چهل و یکم، یک فیلم، ساده، سرزنده و بی‌آلایش جلوه می‌هد.«جنگل پرتقالِ» «آرمان خوانساریان» که حس و حال مطبوعی را پیشکش مخاطبانش می‌کند.فیلم، به‌دور از طفره رفتن و افتادن در ورطه پرگویی‌های بی‌منطق سینمای ایران، شخصیتش را از همان سکانس ابتدایی به خوبی معرفی می‌کند. «سهراب» که معلم کم‌تجربه و مغرور درس ادبیات در یک دبیرستان است، برای تکمیل مدارک کاری خود می‌بایست راهی شهر محل تحصیلش دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا قربانی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 20:10

علی امیرسیافی یادداشت‌ها، نقدها و مقالات سینمایی نقد «برادران لیلا» «برادران لیلا» گریزی زیرکانه از سینمای شبه‌روشنفکرانۀ اجتماعی به سیستم پوشالی جایزه‌بگیر آن‌ور آبی است..فیلم، اولین ضربه را از داستان نااستوارش میخورد.بی‌ثباتی مفرط در شکل‌دهی به اجزای فیلم‌نامه و خواسته پرادعای «روستایی» برای بیان ایده‌های متعدد، اجازه پیگیری یک خط داستانی را علی‌رغم وجود شخصیت‌های زیاد، نداده و گویی هر شخصیت به‌نحوی مسیر خود را به تنهایی در روایت اصلی طی می‌کند. درحالی که قرار است مجموع شخصادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا قربانی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 20:10

علی امیرسیافی یادداشت‌ها، نقدها و مقالات سینمایی نقد «دسته‌دختران» سانتی‌مانتالیسم افسارگسیخته با انتخابی نادرست و پرداختی ضعیف از سوی فیلم‌ساز، داستان «دسته‌دختران» رو به سستی می‌رود. هم‌سویی و هم‌مسیری ضعف‌های شدید در دل روایت فیلم و پرداخت پر ایراد در نحوه کارگردانی آن، جایی را برای وجود نگرشی مثبت نسبت به «دسته‌دختران» باقی نمی‌گذارد. فیلم از همان ابتدا با تکان‌های شدید دوربین آغاز می‌شود_که نیازی به وجود چنین سبکی از فیلم‌برداری در اوایل داستان نیست_ روایت نیز با فراز و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا قربانی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 20:10

علی امیرسیافی یادداشت‌ها، نقدها و مقالات سینمایی نقد «آکتور» حضور یک مؤلفه در سینمای «نیما جاویدی» تماشای آثار او را برای مخاطب دل‌پذیر می‌سازد؛ توجه به عنصر «شخصیت» و پرداخت به وجوه مختلف آن، که ریشه‌اش ابتدا در فیلم‌نامه و سپس در نحوه پرداخت آشکار خواهد شد، ارکان این مؤلفه را تشکیل می‌دهند.به طور خاص در «آکتور»، پیروی از یک الگوی ثابت برای شخصیت‌پردازی از سوی جاویدی، تبدیل به عنصری حیاتی گشته و گویی مسیر پختگی او در این مقوله -شخصیت‌پردازی- را از «ملبورن» تا «سرخپوست» و سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا قربانی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 20:10

علی امیرسیافی یادداشت‌ها، نقدها و مقالات سینمایی نقد کوتاه «تصور» «تصور» پیش‌از آنکه روایت‌گر خیال‌پردازی‌های شیرین و نغز باشد، گرفتار پیچیدگی‌های مبهم روایتش شده‌است. موقعیت‌های متعدد روایی، به‌شکلی ناپیوسته بیان می‌شوند تا شاهد عدم انسجام داستانی برای این فیلم باشیم..در جهان برساختهٔ «علی بهراد»، گسست محسوسی برای شخصیت‌ها درنظر گرفته شده‌است. در عین حال که فیلم تماماً با دو کاراکتر در موقعیت‌های مختلف پیش می‌رود اما همان عدم انسجام، جدایی آشکاری را برای آن دو شخصیت، در دل مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا قربانی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 20:10

علی امیرسیافی یادداشت‌ها، نقدها و مقالات سینمایی نقد «Run Rabbit Run» تهی‌بودن از مؤلفه‌ای قدرتمند برای القای احساس ترس، حفره‌ای بزرگ را در دل روایت run rabbit run به وجود آورده است. پرداخت به توهم نشأت‌گرفته از خاطرات گذشته، رویکردی روان‌شناختی به اثر می‌بخشد و فیلم را از پیش‌روی در ساحت وحشت باز می‌دارد..تکرار تعمدی خرده‌روایت‌های بی‌حاصل، سعی در شاخ و برگ بخشیدن به پیرنگ نحیف فیلم دارد اما در عوض بر آتش آشفتگی دَمیده و روایت را گُنگ جلوه می‌دهد..پنهان‌کاری برای عدم بیان مسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا قربانی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 20:10

علی امیرسیافی یادداشت‌ها، نقدها و مقالات سینمایی نقد «بی‌بدن» روزنامه کیهان«بی‌بدن» اُلگویی شکل‌نگرفته از یک داستان اجتماعی در قالبی ابزورد است. فیلم ادعای پایبندی به عبارت: «مطابق داستان واقعی» را دارد؛ متنی که مقابل ما قرار می‌گیرد اما، قابلیت شکل‌دهی به دِرام را نداشته و از همان ابتدا داستان را برای مخاطبانش آشکار می‌کند. این آشکارسازی غیرعامدانه اما، در یک اثر به ظاهر جنایی، عامل مهمی است برای محروم کردن فیلم‌نامه از عنصری مهم به نام «تعلیق».فَوران داستان‌های فرعی نامرتبطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا قربانی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 20:10

علی امیرسیافی یادداشت‌ها، نقدها و مقالات سینمایی نقد «شب، داخلی، دیوار» «طعـم تلـخ انزوا»«شب، داخلی، دیوار» از آن دسته فیلم‌هایی است که مابین میزانسن‌های تئاتری و سینمایی قرار می‌گیرند. استفاده از لوکیشن خانه و بازگویی حداکثری روایت، با حضور حداقلی بازیگران -روابط مستقیم و دیالوگ‌های رفت و برگشتی بازیگر مرد و زن- در این مکان، زمینه‌ساز ورود فیلم به حیطهٔ میزانسن‌های تئاتری می‌شود.قرارگیری چندین عامل در فیلم اما، از شکل‌گیری این خطر جلوگیری کرده و جِلوه‌ای سینمایی به پیکرهٔ آنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا قربانی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 20:10

علی امیرسیافی یادداشت‌ها، نقدها و مقالات سینمایی نقد «تمساح خونی» روزنامه کیهاندر نخستین برخورد با اولین ساخته سینمایی «جواد عزتی» وجه سرگرم‌کنندگی، مخاطب را مجذوب می‌کند. این همراه‌سازی عامدانه از سوی فیلم‌ساز، مدیون حضور دو مؤلفه ممتاز در اثر است. تا حدی که عدم حضور آنها می‌توانست «تمساح‌خونی» را تا سطح تله‌فیلم‌های طنزآمیز تقلیل دهد!اول: ضرباهنگ و ریتم؛ پرداخت به داستانِ «قرارگیری در موقعیت پرتنش» برای دو کاراکتر کمدی داستان (اشاره به بازی پوکر و لوکیشن کازینو) از یک سو و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا قربانی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 20:10

علی امیرسیافی یادداشت‌ها، نقدها و مقالات سینمایی برترین‌های سینمای ایران روزنامه فرهیختگانبه بهانهٔ روز ملّی سینما؛ ‌«لیست محبوب‌ترین آثار سینمای ایران»«سینما»؛ فرصتی برای سفر به دنیای شیرین قصه‌ها‌هنگامی که سخن از سینمای ایران به میان می‌آید، ناخواسته ذهنمان به نام‌های مشهوری رجوع پیدا می‌کند. افرادی که طی چندین دهه از عمر خود، با خلق آثار هنری سعی در رشد دادن نهال سینمای ایران و تنومند ساختن آن داشتند؛‌«علی حاتمی»، «ساموئل خاچیکیان»، «فریدون گله»، «ابراهیم گلستان»، «سهراب شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا قربانی تاريخ: پنجشنبه 12 شهريور 1405 ساعت: 20:10

هَدررفته و شعارزدهشعارزدگی بیش از حد در «هناس»، موضوع قابل تأمل فیلم را تحتالشعاع خود قرار داده و آن را تا مرز نابودی به پیش میبرد! فیلم آنقدر درگیر نمادگرایی و شعارزدگی است که (قهرمان داستان) را به سخره گرفته و نیز دچار کمدیناخواسته برای شخصیت زن میگردد.این حد از کلیشه بودن اما، در پایانبندی اثر به اوج خود میرسد. گویا فیلمساز تمام شعارها را به زور در پایانبندی جای میدهد تا مبادا حرفی از قلم افتاده و بیان نگردد.بازی پر ایراد و اگزجره «مریلا زارعی» نیز اجازه شخصیتپردازی را به کاراکتر زن نمیدهد. بنابراین یک پای درام(عنصرِ شخصیت) کاملاً میلنگد!«هناس» ایده جذاب و قابل احترام خود را هدر داده است.دومین تجربه فیلمسازی «حسین دارابی»، نمونهای دستچندم از سینمای «ابراهیم حاتمیکیا» (مشخصاً در اینجا؛ «بادیگارد») است که بیتأثیر میماند و الکن. بازی با نور و کاربرد پلاترنگی متفاوت در لوکیشن خانه نیز توان ایجاد تغییر میان این دو فیلم را ندارد؛ چراکه «سکانس داخل ماشین» و بازی تکراری کاراکتر زن، همهچیز را لو میدهد! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا قربانی تاريخ: شنبه 3 دی 1401 ساعت: 18:53

«منتشر شده در شماره خرداد ماه مجله آرمانهنر»بیهویتی در اوج  دومین اثر سینمایی «حمیدرضا قربانی» در فضایی اجتماعی، روایتگر داستان زنی است به نام «بهار» (پریناز ایزدیار) که در برههای از زندگی خود وارد چالش جدیدی میشود که شیوه تصمیمگیری برای ادامه مسیر را برای او دشوار میسازد. «مغز استخوان» در مواجه اولیه تفاوت چندانی با سایر آثار به ظاهر اجتماعی سینمای ایران، چه از منظر داستان و چه از منظر پرداخت به داستان، ندارد و شاید بتوان آنرا در قیاس با اولین فیلم سینمایی کارگردانش؛ (خانهای در خیابان چهل و یکم) به علت «نبود انسجام در پیرنگ اصلی»، در درجهای پایینتری قرار داد. برای واکاوی این مقوله، نیاز است تا کمی بر روی فیلمنامه اثر تمرکز کنیم:  «قربانی» در «مغز استخوان» سعی در خلق کاراکتری دارد که از روی احساس مادرانهاش حاضر است برای فرزند مریضش پا بر روی اعتقادات دست و پا شکسته خود گذاشته و بیتوجه به سرزنش اطرافیان، به دنبال راهی برای درمان سرطان پسربچهاش باشد. اما به راستی کدام احساس مادرانه؟ مخاطب در کدام بخش از فیلم با چنین احساسی روبرو میگردد که حال بخواهد فداکاری مادر را در قبال فرزندش بپذیرد؟ احساس مادرانهای که به تصنعیترین حالت ممکن، محدود به چند پلان داخل بیمارستان آن هم ظرف چند ثانیه میگردد، توان القای چنین احساسی را دارد؟ سر و کله زدنهای حسین(بابک حمیدیان) با پسربچه، بیشتر رابطه والدین با فرزند را برایمان میسازد تا ارتباط دست و پا شکسته مادر با او!  از این ناپختگی و نابلدی نویسنده و فیلمساز در خلق ارتباط میان شخصیتهای داستان که بگذریم، به شکلگیری داستانهای فرعی وقتپُرکن خواهیم رسید. داستانهایی که به شدت به روایت اصلی ضربه وارد میکنند. اگر ماجرای تلاش و تقلاّی ماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا قربانی تاريخ: شنبه 3 دی 1401 ساعت: 18:53

انتشار یافته در شماره سیزدهم ماهنامه «آرمانهنر»سردرگم و پوچبرخلاف آنکه در ابلق سعی میگردد سیمای یک زن زخمخورده و آسیبدیده به تصویر درآید، روایت اما گویای چیز دیگری است. روایتی که از همان ابتدا سست بنا نهاده شده و متزلزل پیش میرود! این تزلزل را میتوان متأثر از موضع فیلمساز نسبت به بازگوکردن روایت و مخصوصاً شخصیت اصلی زن، فرض نمود. شاید بهتر باشد برای واکاوی این جمله، داستان را از انتها مورد بررسی قرار دهیم؛ درست در همانجایی که راحله(الناز شاکردوست) قرار است بعد از پشت سر گذاشتن تمامی اتفاقات سیاه و تلخ (به زعم فیلمساز)، تصمیم خود را اعلام کند و خبر راست را بازگو سازد. اما این اتفاق رخ نداده و راحله از سوی رحیم(مهران احمدی)، به اجبار در قبال این ماجرا سکوت میکند.سکوتی که تمامی روایت فیلم را به زیر سوال میبرد. شخصیتی که در تمام مدت فیلم از سوی فیلمساز در یک فضای غیرمعمول قرار گرفته است و سعی گردیده تا از آن، تصویر یک کاراکتر مظلوم در ذهن مخاطب جای بگیرد، احساس سمپاتی نسبت به او را بالا میبرد. اما در سکانس پایانی با تحمیل یک عقیده بیرونی، شخصیتش را خالی از هرگونه اختیار و قدرت نشان میدهد. این نوع از رفتار اما، احساس سمپاتی مخاطب نسبت به راحله را شکسته و آنتیپاتی را جایگزین آن میکند. چنین تبدیلی، شکستی بارز برای شخصیت اصلی داستان ابلق است. شکستی که از سردرگمی فیلمساز در روایت برخاسته است.حال با توجه به این موضوع، باز میگردیم به ابتدای داستان. در جایی که «آبیار» سعی در معرفی شخصیتهای فیلمش و فضای داستانش دارد. این معرفی قاعدتاً بایستی پرده نخست داستان را شکل دهد. اما دیگر مشکل فیلم در این نقطه بروز پیدا میکند. طولانی شدن پرده نخست داستان؛ یعنی از معرفی شخصیتهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا قربانی تاريخ: شنبه 3 دی 1401 ساعت: 18:53

صفحه بندی